کی میگه دانشگاه الزهرا بده هر کی میگه خودش بده.اگه کسی یه بار تو دانشگاه ما غذا نخوره نصف عمرش بر فناست مخصوصا چلو کباب و قورمه سبزیش
بهترین روز عکاسی بهترین روز دنیا بهترین سفر دنیا بهترین خدای دنیا بهترین دانشگاه دنیا وای کاش الان اسکنر داشتم.ولش کن حسرت نداشته ها رو نمی خورم چون همه چی دارم.
آییییییی من خوشحالم![]()
خیلی خوشحالم دارم عصری میرم ماسوله.امروز تو خوابگاه پیش مهشید که بودم عکسای سفر ماسولش رو دیدم و احساس کردم اگه نرم دق می کنم و بهتر از اون چهار شنبه و پنج شنبه و جمعه دارم با بچه های دانشگاه میرم اصفهان و اینکه هفته ی دیگه آخرین هفته ی دانشگاهه و اگه دانشگاهمون ترم تابستونی ارائه نده فکر کنم ...همه میگن بهتره بریم دانشگاه هنر و ترم تابستونی بگیریم اما من نمی خوام چون با همه ی غر هایی که از اول ترم به جون این دانشگاه بدبخت و البته عزیز زدم اما احساس می کنم دوسش دارم.همه چیزشو دوست دارم گربه هاشو کلاغاشو راه پله هاش محوطه چمنش کلاساش...
یک کلاس خالی با میزهای بزرگ سفید نقشه کشی و صندلی های آبی.یه تخته شاسی بزرگ با کلی کاغذ بدون گیره توش.یه کیف نارنجی با بند گره خورده روی شونه.شلوار جین آبی پررنگ با مانتو سفید با شال مشکی و کفش ورزشی همه ی اینا میشد من تو صبح زود چهار شنبه...
خوشحالی برای دیدن دو تا دوست و استرس برای تایید شدن کارام.کلی ذوق و خوشحالی برای ظاهر کردن یه حلقه نگاتیو سر کلاس عکاسی.همه ی اینا شد حال و هوای من تو چهارشنبه...
هم عکسام عالی شد هم کارام تایید شد
منوی اصلی